تبليغاتX
مناظره سبز

دختران ایرانی نازترین عکسهای ایرانی

عکسهای خفن ایرانی

نازترین عکسهای ایرانی

نازترین عکسهای خارجی

عکس های خارجی

کلیپ عکسهای خفن ایرانی های ایرانی

کلیپهای ایرانی

مناظره سبز



امدم بگم این وب از همین 

حالا بستس

ا

شنبه دوم آبان 1388 توسط نادر |

امدم تا یه چیز بگم 


تولدم مبارک

پنجشنبه نهم مهر 1388 توسط نادر |

تناسخ

سلام

شاید زیبا ترین چیز توی این دنیا همین سلام باشه شاید از اون زیباتر تولد نوزادی و زیباتر از ان مرگ

مرگ امروز می خوام در بارهای این موضوع حرف بزنم به نظر شما مرگ زیباست؟

یا مرگ زشت ترسناک؟

ایا دنیای بعد از مرگ وجود داره؟

یه نه همش یه رویای بچه گون است؟

یا یه واقعیت؟

اصلا شما کدوم از اینا رو قبول دارید معاد یا تناسخ یا شاید نابودی

ایا شما قبول دارید که یه عدالت وجود داره؟

حالا چند تا سوال از کسایی که معاد یا تناسخ قبول دارن دارم؟

اول کسایی که معاد قبول دارن اون بچه هایی که ناقص به دنیا میان اون دنیا چه اتفاقی براشون میفته یعنی الکی به دنیا امدن؟

حالا تناسخ پس چه فایده ای داره که یه نفر مثلا 50 سال تجربه کنن بعد دوباره به یک نوزاد تبدیل بشه؟

جواب سوالام یادتون نراه

تناسخ

 

تناسخ در آینه هنر: نگاره فردی را نشان می‏دهد که در دنیا چندین زندگی گوناگون داشته.

وازایش یا تناسخ یا باززایی یعنی زاییده شدن دوباره پس از مرگ، از اعتقادات ادیانی مانند بودا گرایی، هندوگرایی، برهمایی، جینسیم، سیکیسم و نیز آیین یارسان ((مذهبی اسلامی) است. همچنین برخی شیعیان معروف به غلات نیز به آن اعتقاد دارند و آن را با رجعت یکی می‌دانند.

 

دین های معتقد به تناسخ

بودایی

به استناد کتب مقدس،  بودا معتقد به نوعی از تناسخ بود.. در آیین بودا، تناسخ، مطلقا" به معنای حرکت روح یا "نفس" از یک کالبد به کالبد دیگر نیست. این برداشت شبهه انگیز، از اخلاط اندیشه هندو و فلسفه بودایی ناشی شده، حال اینکه در آیین بودا، موجودات دارای "خود" یا بخش پایدار وجود، نبوده و بنابر این، انتقالی صورت نمی‌گیرد.

تمثیل بودا در این باب چنین است که همانگونه که با آتش یک شمع روشن، می‌توان شمعی دیگر را روشن کرد (آتش شمع اول، علّت روشنایی شمع دوم است)، آگاهی یک موجود، می‌تواند باعث پدیداری واحد(های) آگاهی دیگر شود.

هندوئیسم

در هندوئیم، روح (آتمن) جاودانه و نامیرا است، درحالیکه جسم تولد و مرگ دارد. روح جسم را مانند لباس کهنه ترک می‌گوید و لباس نو می پوشد برهمن ها به ایده تناسخ معتقد هستند؛ یعنی هر وقت موجودی از بین برود، روح آن از کالبد جدا شده و در همین دنیا به کالبد موجود دیگری درمی آید. 

جینیسم

در جینیسم متون متعددی اشاره کرده اند که دِواها بعد از مرگ تناسخ دارند. 

سیکیسم

سیکها معتقدند هر موجودی روح دارد و این روح پس از مرگ به جسم دیگری وارد می‌شود تا مرحله‌ای که آزاد شود. سفر روح تحت تاثیر کارهایی است که شخص در زمان زندگی اش انجام می‌دهد.

تائوئیسم

در تائوئیسم افرادی را می بینیم که در قالب افراد متفاوت در زمان های مختلف زندگی کرده اند. در متن مقدس چانگ تزو آمده است: تولد آغاز نیست، مرگ پایان نیست، وجود داشتن بدون محدودیت است. ادامه یافتن بدون آغاز است

دیدگاه‌های دیگر

عده‌ای معتقدند عقیده به تناسخ عقیده‌ای گسترده در سطح جهان است:

§  شهرستانی می‌گوید: «فرقه‌ای نیست که در آن تناسخ جایگاه محکمی نداشته باشدجان ناس می‌گوید: «عقیدهٔ به تناسخ منحصر به مردم هند نیست، بلکه تمام مذاهب عالم از بودانیانوحشی گرفته تا امم متقدم که دارای فرهنگی متعالی می‌باشند همه کم و بیش قدمی در راه عقیده به تناسخ برداشته‌اند

در مقابل عدّه‌ای معتقدند این عقیده در ادیان نبوده و بعداً به دلایلی وارد ادیان شده است.

§  سید حسن ابطحی می‌گوید: «در کلّ جریاناتی که قائلین به تناسخ [برای اثبات]نقل کرده اند مانند ... (اگر واقعیت داشته باشد) ممکن است ارواح خبیثه (شیطان) برای انحراف مردم از حقیقت دخالت داشته و آنها خود را به جای سوژه یا روح متوفّا قرار داده و با طرف مقابل به گفتگو برخاسته اند

[دیدگاه اسلام

مقالهٔ اصلی: تناسخ در اسلام

از آنجا که اعتقاد به معاد از اصول اعتقادات در اسلام است، اسلام تناسخ را مردود می‌داند. این ديدگاه در قرآن، حدیث، و در بین متکلّمین و فلاسفهٔ اسلامی(مشاء، اشراق، حکمت متعالیه) دلایلی در ردّ آن یافت می‌شوند. البته برای نوعی از تناسخ که قیامت را مردود نداند، همچون اعتقاد به رجعت ، نمی‌توان دلیلی از متون اسلامی اقامه کرد.

تناسخ با اصل "تبدل انواع" از دیدگاه مولانا متفاوت می‌باشد چرا که تناسخ به دور باطل اشاره و معتقد است روح از یک بدن به بدن دیگر بی هدف در حرکت است حال آنکه تبدل انواع معتقد است روح جهت تکامل و یکی شدن با ذات اقدس در حرکت است و تولد و مرگ می‌یابد.

همچنین شیخ محمود شبستری در کتاب گلشن راز چنین سروده است:

تبه گردد سراسر مغز بادام

گرش از پوست بیرون آوری خام

ولی چون پخته شد بی پوست نیکوست

اگر مغزش بر آری بر کنی پوست

شریعت پوست، مغز آمد حقیقت

میان این و آن باشد طریقت

خلل در راه سالک نقص مغز است

چو مغزش پخته شد بی‌پوست نغز است

چو عارف با یقین خویش پیوست

رسیده گشت مغز و پوست بشکست

وجودش اندر این عالم نپاید

برون رفت و دگر هرگز نیاید

وگر با پوست تابد تابش خور

در این نشات کند یک دور دیگر

درختی گردد او از آب و از خاک

که شاخش بگذرد از جمله افلاک

همان دانه برون آید دگر بار

یکی صد گشته از تقدیر جبار

چو سیر حبه بر خط شجر شد

ز نقطه خط ز خط دوری دگر شد

چو شد در دایره سالک مکمل

رسد هم نقطهٔ آخر به اول

دگر باره شود مانند پرگار

بر آن کاری که اول بود بر کار

تناسخ نبود این کز روی معنی

ظهورات است در عین تجلی

و قد سلوا و قالوا ما النهایة

فقیل هی الرجوع الی البدایة

و در جای دیگر:

تناسخ زین جهت کفر است و باطل

که آن از تنگ چشمی گشت حاصل

چو اکمه بی‌نصیب از هر کمال است

کسی کو را طریق اعتزال است

رمد دارد دو چشم اهل ظاهر

که از ظاهر نبیند جز مظاهر

دوشنبه سی ام شهریور 1388 توسط نادر |


پنجشنبه پنجم شهریور 1388 توسط نادر |

قیام مختار

از سرداران یزیدبن معاویه بود. وقتی اسیران را نزد معاویه بردند او در انجا حضور داشت و سخنرانی حضرت زینب(س) خواهر شیر دل امام حسین (ع)  در همانجا تصمیم  به خون خواهی حسین بن علی(ع) برخیزد.

برای این کار مختار به تبلیغ تشیع پرداخت و مردم را به قبول امامت محمد بن حنیفه(پسر سوم امام علی(ع))  دعوت کرد.مختار سپس به مکه نزد حاکم انجا رفت عبدالله بن زید،که او هم از خلافت یزید سرپیچی کرده بود رفتو قیام خونینی را علام کرد.

یزید بن معاویه لشکری برای از میان بردن عبدالله بن زیبر و مختار فرستاد. مختار در این جنگ دلاوری های زیاد کرد وشامیان زایدی را از دم تیغ گزراند در این میان یزید مرد ولشگر به شام برگشت و فرمانروایی حجازو یمن و عراق و فارسبه دست عبدالله بن زید افتاد. پس از چندی مختار به طرف کوفه حرکت کردوبه شیعیان ان شهر که در ان زمان اکثریت ایرانیان بوده اندمژده داد که برا خون خواهی حسین بن علی(ع)  بر خاسته. هفده هزار نفر به وی  پیوستند مختار در جنک با حاکمه کوفه پیروز شد و تمو تمام انها که امام حسین را به شهادت رساندن را در کوفه میزیستند دستگیر کرد و به کشتن دادو سپس سر  عمر بن سعد،فرمانده یزید در کربلا و سر پسر او را از تن جدا کردو گفت(( این را بجای سر حسین وان را به جای سر علی اکبر حسین بر گرفتم)) مختاردر جنگهای دیگر تا ارمنستان کنونی را تصرف کرد پس از مرگ مختار؛ عبدالله بن خازم سلمی در سال 73 هجری بر ض بنی امیه قیام کرد و در جنگ کشته شد و باز بین النهرین به دست خلفای بنی امیه افتاد

ادامه دارد

 اینجا میفهمیم  ما ایرانیان ید طولایی در قیام داریم

نظر یاد تون نره

تا بعد 

پنجشنبه پنجم شهریور 1388 توسط نادر |

شیعه مذهب قیام

شیعه مذهب قیام اکثر قیام های شیعه قیامهای ملی نبوده بلکه قیامهای مذهبی بوده(البته بعضی وقتها به قیامهای ملی تبدیل می شدند مانند انقلاب اسلامی وجنبش سبز)قیامهای شیعیان قیامهایی است که اگر بکشی به بهشت می روی و اگر کشته شوی هم به بهشت میروی 

ریشه این قیامها عقیده شیعه به مشروعیت نظام میباشد اولین قیام خونین شیعیام(حماسه جاویدان اولین قیام خونین شیعیان قیام امام حسین(ع)است که منشا قیامهای بعدیو مرکز فکری شیعه خصوصا شیعه اثنی اشری است.برای شیعه اثنی اشری هیچ واقعه ای مهمتر از واقعه قیام امام حسین (ع)نیست بعد از قیام امام حسین در کوفه صد تن از شیعیان(اتحاد مخفی)تشکیل دادند سلیمان بن صدر یکی از صاحبه قدیم شیخ و بزرگ انها بود تعداد انها به 4 هزار تن میرسید که به کر بلارسیدند و از فرات عبور کردندولی در انجا کشته شدند این قیامها زمینه ای برای قیامهای بعدی شد که اولین انها قیام مختار بود ا

دامه دارد 

نظر یادتون نره

شنبه سی و یکم مرداد 1388 توسط نادر |

سلام بلخره بگشتم یه داستان مینویسم از کتاب پیامبر و دیوانه تفسیر خودتون ازش بگید
در باغ پدرم دو قفس هست.در یکی شیر؛ که بردگان پدرم از نینوا اورده اند؛در دیگری گنجشکی بی اواز
هروز سحرگاه گنجشک به شیر میگوید

بامدادت خوش ای برادر زندانی

چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388 توسط نادر |

بیانیه شماره 10 مهندس میرحسین موسوی در مورد دادگاه گروهی از فعالان نهضت سبز
بيانيه شماره 10

بیانیه شماره 10 مهندس میرحسین موسوی در

مورد دادگاه گروهی از فعالان نهضت سبز

قلم - مهندس میرحسین موسوی در مورد دادگاه گروهی از فعالان نهضت سبز بیانیه منتشر کرد.

در این بیانیه آمده است:

بسم الله الرحمن الرحیم

می‌گویند فرزندان انقلاب در دادگاهی که دیروز تشکیل شده بود به ارتباط با بیگانه و برنامه‌ریزی برای ساقط کردن نظام جمهوری اسلامی اعتراف کرده‌اند. اینجانب در سخنان آنان دقیق شدم و در حقیقت آن چنین چیزی نیافتم، بلکه شنیدم که با ناله‌ای عمیق از سرگذشت دردناک خود در این پنجاه روز می گفتند؛ انسان‌هایی له شده که ممکن بود به هرچیز دیگری هم که به آن الزام شود اقرار کنند به راستی چه چیز دیگری جز داستان رنج‌هایی که کشیده‌اند ممکن است بگویند. می‌گفتند محسن روح‌الامینی حق داشت که شهید شد. می گفتند که اگر 50 روز ایستادگی نکرده بودیم این نمایش هفته‌ها پیش برگزار می‌شد. می‌‌گفتند هرچه را که به آنان می‌گفتند تا گفته باشند که اینها حرف‌های ما نیست.
دندان شکنجه‌گران واعتراف‌گیران دیگر به استخوان مردم رسیده است تا جایی که اینک از میان کسانی قربانی می‌گیرند که خدمات بزرگ به کشور و نظام در کارنامه دارند و به تهدید دیگرانی سرگرمند که در نشو و نمای این نهضت و تاسیس نظام برخاسته‌ از آن برجسته‌ترین نقش‌ها را بر عهده داشته‌اند. آیا کسانی را که آرزوی شهادت در راه نورانی انقلاب اسلامی داشته‌اند به چیزی کمتر از آن تهدید می‌کنید؟ یا پس از به مسلخ بردن جمهوریت نظام، اسلامیت و آبروی آن را هم با این بی‌آبرویی‌ها هدف گرفته‌اید؟ تنها داوری قطعی وجدان بشری از مشاهدة دادگاه‌هایی اینچنین فرمایشی سقوط اخلاقی و بی‌اعتباری صحنه‌گردانان آن است.
صحنه‌هایی که دیدیم و دیدید جز تدارکی ناشیانه برای شروع به کار دولت دهم نیست. از دادگاهی که همه چیزش تقلبی است انتظار دارند عدم وقوع تقلب در انتخابات را اثبات کند. اگر شما اهل تقلب نیستید آن را در رعایت ظواهر اولیه یک دادرسی قضایی به نمایش بگذارید. با دادخواستی سبکف با طرح مطالبی بی‌ربط، با استناد به کتاب‌هایی که به خروار خمیر می‌شوند، با تکیه بر گزارش خبرنگارانی که نامشان را هم کسی نشنیده است و با استناد به اعتراف‌هایی که رنگ شکنجه‌های قرون وسطایی از آن هویداست انتظار دارند ملت را به چه چیز قانع کنند؟ آیا نخوانده‌اند که پیامبر اکرم (ص) فرمود برای کسی که بعد از شکنجه اقرار کند حدی نیست یا کسی که در زندان یا قید و بند باشد و او را تهدید کرده باشند اقراری برای او نیست (الغدیر جلد ششم).
مردم ما با فرزندان خود که دیشب پس از 50 روز بی‌خبری چهرةشان را دیدند احساس همدردی می‌کنند. برادران ما! غمگین نباشید. بدانید که مردم وضعیت شما را درک می‌کنند و می‌دانند که حفظ جان شما واجب‌تر از هر چیز دیگر است. زود خواهد بود که ملت محاکمه مرتکبین این فجایع را شاهد باشد و بازجویان و شکنجه‌گرانی که این‌گونه با جان و آبروی او بازی می‌کنند بشناسد.
وَلَوْ یُؤَاخِذُ اللّهُ النَّاسَ بِظُلْمِهِم مَّا تَرَکَ عَلَیْهَا مِن دَآبَّةٍ وَلَکِن یُؤَخِّرُهُمْ إلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى فَإِذَا جَاء أَجَلُهُمْ لاَ یَسْتَأْخِرُونَ سَاعَةً وَلاَ یَسْتَقْدِمُونَ
و اگر خداوند مردم را به [سزاى] ستمشان مؤاخذه مى‏کرد جنبنده‏اى بر روى زمین باقى نمى‏گذاشت لیکن [کیفر] آنان را تا وقتى معین بازپس مى‏اندازد و چون اجلشان فرا رسد ساعتى آن را پس و پیش نمى‏توانند افکنند
میرحسین موسوی

یکشنبه یازدهم مرداد 1388 توسط نادر |

بیانیه میر حسین موسوی

  

بسم الله الرحمن الرحیم
ان الله يامركم ان تؤدوا الامانات الي اهلها و اذا حكمتم بين الناس ان تحكموا بالعدل
مردم شريف و هوشمند ايران
این روزها و شب‌ها نقطه عطفی در تاریخ ملت ما در حال شکل گرفتن است. مردم از یکدیگر و درمیان جمعشان از اینجانب سوال می‌کنند که چه باید کرد و به چه سو باید رفت. بر عهده خویشتن می‌بینم که آنچه را باور دارم با شما در میان بگذارم، با شما بگویم و از شما بیاموزم، باشد كه رسالت تاریخی‌مان را از یاد نبریم و شانه از بار مسئولیتی که سرنوشت نسل‌ها و عصرها بر دوش ما گذاشته است خالی نکنیم.
سی سال پیش از این در کشورما انقلابی به نام اسلام به پیروزی رسید؛ انقلابی براي آزادی، انقلابی براي احياي کرامت انسان‌ها، انقلابی براي راستی و درستي. در اين مدت و به خصوص در زمان حیات امام روشن ضمير ما سرمایه‌های عظیمی از جان و مال و آبرو در پای تحکیم این بنای مبارک گذارده شد و دست‌آوردهای ارزشمندي حاصل آمد. نورانیتی که تا پیش از آن تجربه نکرده بودیم جامعه ما را فراگرفت و مردم ما به حیاتی نو رسيدند که به‌رغم سخت‌ترین شداید برایشان شیرین بود. آنچه مردم به دست آورده بودند کرامت و آزادی و طليعه‌هايي از حیات طیبه بود. اطمينان دارم کسانی که آن روزها را ديده‌اند به چيزي كمتر از آن راضي نمي‌شوند.
آیا ما مردم شایستگی‌هایی را از دست داده بودیم که دیگر آن فضای روح انگیز را تجربه نمی‌كردیم؟ من آمده بودم بگویم چنین نیست؛ هنوز دیر نیست و هنوز راهمان تا آن فضای نورانی دور نیست. آمده بودم تا نشان دهم می‌توان معنوی زندگی کرد و در عین حال در امروز زیست. آمده بودم تا هشدارهای اماممان را درباره تحجر بازگو کنم. آمده بودم تا بگویم گریز از قانون به استبداد می‌انجامد؛ تا به ياد آورم كه اعتنا به کرامت انسان‌ها پايه‌هاي نظام را تضعيف نمي‌كند، بلكه استحكام مي‌بخشد. آمده بودم تا بگویم مردم از خدمتگزارانشان راستی و درستي می‌خواهند و بسیاری از گرفتاري‌هاي ما از دروغ برخاسته است. آمده بودم تا بگویم عقب‌ماندگي، فقر، فساد و بي‌عدالتي سرنوشت ما نیست. آمده بودم تا بار ديگر به انقلاب اسلامی آن گونه که بود و جمهوری اسلامی آن گونه که باید باشد، دعوت كنم.
من در این دعوت بلیغ نبودم، ولی پیام اصیل انقلاب حتی از بیان نارسای من آنچنان دلنشین بود که نسل جوان را، نسلی که آن روزگاران را ندیده بود و میان خود و این میراث بزرگ احساس فاصله می‌کرد، به هیجان آورد و صحنه‌هایی را که تنها در ایام نهضت و دفاع مقدس دیده بودیم بازسازی کرد. حرکت خودجوش مردم رنگ سبز را به عنوان نماد خویش برگزيد. اینجانب اعتراف می‌کنم که در این امر پیرو آنان بودم. و نسلی که به دوری از مبانی دینی متهم می‌شد در شعارهای خود به تکبیر رسید و به «نصر من الله و فتح قريب» و «یاحسین» و نام خمینی تکیه کرد تا ثابت کند این شجره طیبه هرگاه که به بار می‌نشيند میوه‌هایش شبیه به هم است. این شعارها را کسی جز آموزگار فطرت به آنان نیاموخته بود. چقدر بی‌انصافند کسانی که منافع كوچكشان آنها را وا می دارد تا این معجزه انقلاب اسلامی را ‌ساخته و پرداخته بيگانگان و «انقلاب مخملين» بنامند.
اما آن چنان که می‌دانید همگی ما در راه این تجديد حيات ملي و تحقق آرمان‌هایی که در دل و جان پیر و جوان ما ریشه دارند با دروغ وتقلب روبرو شدیم و آن چيزي كه از عواقب قانون‌گريزي پيش‌بيني كرده بوديم به صريح‌ترين شكل ممكن و در نزديك‌ترين زمان تحقق يافت.
استقبال عظيم از انتخابات اخير در درجه نخست مرهون تلاش‌هايي بود كه براي ايجاد اميد و اعتماد در مردم صورت گرفت تا براي بحران‌هاي مديريتي موجود و نارضايتي‌هاي گسترده‌اجتماعي، كه انباشت‌شان مي‌تواند كيان انقلاب و نظام را نشانه برود، پاسخي شايسته فراهم شود. اگر اين حسن‌ظن و اعتماد مردم از طريق صيانت از آراي آنها پاسخ داده نشود و يا آنها نتوانند براي دفاع از حقوقشان به نحوي مدني و آرام واكنش نشان دهند مسيرهاي خطرناكي در پيش خواهد بود كه مسئوليت قرار گرفتن در آنها بر عهده كساني است كه رفتارهاي مسالمت‌آميز را تحمل نمي‌كنند.
اگر حجم عظيم تقلب و جابه‌جايي آرا، كه آتش به خرمن اعتماد مردم زده است، خود دليل و شاهد فقدان تقلب معرفي شود، جمهوريت نظام به مسلخ كشيده خواهد شد و عملا ايده ناسازگاري اسلام و جمهوريت به اثبات مي‌رسد. اين سرنوشت دو گروه را خوشحال خواهد كرد؛ يك دسته آنان كه از ابتداي انقلاب در مقابل امام صف‌آرايي كردند و حكومت اسلامي را همان استبداد صالحان ‌دانستند و به گمان باطل خود مي‌خواهند مردم را به زور به بهشت ببرند و دسته ديگر كه با ادعاي دفاع از حقوق مردم اساسا ديانت و اسلام را مانع تحقق جمهوريت مي‌دانند. هنر شگرف امام باطل كردن سحر اين دوگانه‌‌انگاري‌ها بود. من آمده بودم تا با تكيه بر راه امام تلاش ساحراني را كه دوباره جان گرفته‌اند خنثي كنم.
اكنون مقامات كشور با صحه گذاشتن بر آنچه در انتخابات گذشت مسئوليت آن را پذيرفته‌اند و برای نتایج هرگونه تحقیق و رسیدگی بعدی حد تعیین کرده‌اند، به صورتی که اين رسيدگي‌ها موجب ابطال انتخابات نشود و نتایج آن را تغییر ندهد، حتی اگر در بيش از 170 حوزه انتخاباتي تعداد آراي به صندوق ريخته شده بيشتر از تعداد واجدين شرايط باشد.
از ما خواسته مي‌شود كه در اين شرايط شكايت خود را از طريق شوراي نگهبان پيگيري كنيم، حال آن كه اين شورا در عملكرد خود چه قبل، چه حين و چه بعد از انتخابات عدم بي‌طرفي خود را به اثبات رسانده است و نخستين اصل در هر داوري رعايت بي‌طرفي است.
اينجانب همچنان قويا اعتقاد دارم درخواست ابطال انتخابات و تجديد آن حقي مسلم است كه بايد به صورتي بي‌طرفانه از طريق يك هيئت مورد اعتماد ملي مورد بررسي قرار گيرد، نه آن كه پيشاپيش امكان ثمربخش بودن آن منتفي اعلام شود، يا با طرح احتمال خونريزي، مردم از هرگونه راهپيمايي و تظاهرات بازداشته ‌شوند، يا شوراي امنيت كشور به جاي پاسخگويي به سوالات مشروع در خصوص نقش لباس‌شخصي‌ها در حمله به افراد و اموال عمومي و ايجاد التهاب در حركت‌هاي مردمي به فرافكني بپردازد و مسئوليت فجايع به وجود آمده را بر عهده ديگران بگذارد.
اينجانب چون به صحنه می‌نگرم آن را پرداخته شده برای اهدافی فراتر از تحمیل یک دولت ناخواسته به ملت، که تحمیل نوع جدیدی از زندگی سیاسی بر کشور می‌بینم. من به عنوان يك همراه که زیبایی‌های موج سبز حضور شما را ديده است هرگز به خود اجازه نخواهم داد بر اثر عمل من جان کسی درمعرض خطر قرار گيرد. در عین حال بر اعتقاد راسخ خويش مبنی بر باطل بودن انتخاباتی که گذشت و استيفاي حقوق مردم پای می فشارم و عليرغم توانايي‌هاي اندكي كه در اختيار دارم براين باورم كه انگيزه و خلاقيت شما مردم همچنان مي‌تواند حقوق مشروع تان را در چهره‌هاي مدني جديد مورد پيگيري قرار دهد و محقق كند. مطمئن باشيد كه اينجانب همواره در كنار شما خواهم ماند. آنچه اين برادر شما در در يافتن اين راه‌حل‌هاي جديد، خصوصا به جوانان عزیز توصيه مي كند اين است که نگذارید دروغگويان و متقلبان پرچم دفاع از نظام اسلامی را از شما بربايند و نا اهلان و نامحرمان، میراث گرانقدر انقلاب اسلامی را که اندوخته از خون پدارن راستگویتان است از شما مصادره کنند. با توكل به خداوند و اميد به آينده و تكيه بر توانمندي‌هايتان حركات اجتماعي خود را پس از اين نيز براساس آزادي‌هاي مصرح در قانون اساسي و اصل امتناع از خشونت پيگيري كنيد. ما در اين راه با بسيجي روبرو نيستيم؛ بسيجي برادر ماست. ما در اين راه با سپاهي روبرو نيستيم؛ سپاهي حافظ انقلاب و نظام ماست. ما با ارتش روبرو نيستيم؛ ارتش حافظ مرزهاي ماست. ما با نظام مقدس خود و ساختارهاي قانوني آن روبرو نيستيم. اين ساختار حافظ استقلال ، آزادي و جمهوري اسلامي ماست. ما با كجروي ها و دروغ گويي ها روبرو هستيم و در پي اصلاح آنيم؛ ا صلاحي با برگشت به اصول ناب انقلاب اسلامي .
ما به دست اندركاران توصيه مي كنيم براي برقراري آرامش در خيابان ها مطابق اصل 27 قانون اساسي امكان تجمع هاي مسالمت آميز را نه تنها فراهم كنند، بلكه چنين گردهم آيي هايي را تشويق كنند وصدا و سيما را از قيد بدگويي ها و يك طرفه عمل كردن ها رها سازند. بگذارند صداها قبل از آن كه به فرياد تبديل شود به صورت استدلال و مجادله احسن در اين رسانه جاري، تصحيح و تعديل گردد. بگذارند جرايد نقد كنند، خبرها را آنچنان كه هست بنويسند و در يك كلام فضايي آزاد براي مردم جهت ابراز موافقت ها و مخالفت هاي خود آماده سازند. بگذاريم آنهايي كه علاقه دارند تكبير بگويند و آن را مخالفت با خود تلقي نكينم. كاملا مشخص است كه در اين صورت احتياجي به حضور نيروهاي نظامي و انتظامي در خيابان ها نخواهد بود و با صحنه هايي كه ديدن آنها و شنيدن خبر آنها دل هر علاقمند به انقلاب و كشور را به درد مي آورد، روبرو نخواهيم بود.

برادر و همراه شما - میرحسین موسوی

 

سه شنبه دوم تیر 1388 توسط نادر |

برادر بسیجی چرا برادر کشی

سلام به همه دوستای گلم خوبید فکر کنم شما همه بدونید دارم درباره چی می نویسم درباره انتخابات دیره نه ولی تازه اولش وقتی پدر بزرگ من این صححنه ها رو می بینه می گه یادانقلاب افتاد  من خودم یکی از طرفدارن میسر حسین موسوی هستم البته ۱سال کم داشتم تا بتونم رای بدم  ولی نمی تونم ساکت بشینم چون می بینم که جوانان وطن عزیزم چگونه پر پر می شن  البته تو خونه نشستم ولی نمی دونم ااین بسیجیا که تا قبل از این اتفاقا خودم جذوشون بودم  چطوری دلشون میاد که این کارو کنه دیروز بود که میر حسین موسوی با کفن در تظاهرات شرکت کرد و گفت که من حالا اماده شهید شدنم وای به حال این دولت اگه میر حسین کشته شه

ولی کاش باز این شعار انقلابی رو مردم سر می دادند(الته با یه زره تغییر) : برادر بسیجی چرا برادر کشی

دوست دارم نظر تونو بدونم

دوشنبه یکم تیر 1388 توسط نادر |



توی این دنیا همیش عدالت وجود نداره حتی بیشتر وقتا قانون رو به روی عدالت است
من نادر هستم متولد71 خیلی دوست دارم از نظراتون دربری حرفا بدونم

naleali@ymail.com

فال حافظ

جوک و اس ام اس

قالب های نازترین

نازترین عکسهای ایرانی


تناسخ
قیام مختار
شیعه مذهب قیام
بیانیه میر حسین موسوی
برادر بسیجی چرا برادر کشی

آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387

بسرجیوه ای
بر خاسته ار خاک
شب بارانی من
دختر تنها
لبخند عشق
همزاد بهار
ایران دوست

RSS 2.0